سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
آذر 88 - کهف الشهدا
دانش به آموزش است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
::تعداد بازدید کنندگان::

51545

::بازدید امروز::

53

::بازدید دیروز::

49

 
::اوقات شرعی ::

 
::درباره خودم::
آذر 88 - کهف الشهدا
سید موسوی[46]
خداوندا روزی شهادت می خواهم که از هم چیز خبری هست الا شهادت
::لینک به لوگوی من::
آذر 88 - کهف الشهدا
::لینک به پیروان راه شهدا::
::لوگوی وبلاگ پیروان راه شهدا::








































::آوای آشنا::

::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

::فهرست موضوعی یادداشت ها ::

بازی روزگار . خرمشهر . شب قدر . فاطمیه . کربلا ، جبهه ، اباعبدالله . ماه رمضان .

::آرشیو ::

شهدا [5]
حدیث درباره شهادت [2]
عمومی [8]
رهبری
بهار 1387
تابستان 1387 [2]
پاییز 1387 [4]
آذر 1387
دی 1387
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
شهریور 1388 [4]
مهر 1388
آبان 1388
آبان 88
آذر 88
بهمن 88
اسفند 88
فروردین 89
خرداد 89
مرداد 89

::جستجوی سریع ::
 :جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

::اشتراک ::

 


نویسنده مطالب زیر:   سید موسوی  


بار دیگر محرم از راه رسید و رخت عزا بر تن شد . نمی دونم از کجا شروع کنم ...
چطور بگم ؟! می خواستم تو این پست کمی از حال و هوای محرم تو جبهه ها بگم ولی دیدم نمی تونم آنچه در دل دارم را بنویسم ! آخه چطور می شه حال و هوای کسانی رو وصف کرد که وقتی نام آقاشون رو می شنیدن انگار تو این دنیا نبودن ، دیدم قلم عاجز از اینه که بنویسه چطور بچه ها با چه خلوصی به عشق آقاشون هر روز بعدِ نماز صبح زیارت عاشورا می خوندن و به عشق زیارتِ قبر شش گوشه آقا به سر و سینه می زدن ، واقعاً نمی شه اون حالات را توصف کرد ، وقتی مداح شروع میکرد به نوحه خونی ، اونقدر از خود بیخود می شدن که هیچ زبان و هیچ قلمی نمی تونه حال خوش اونها رو بیان کنه و یا بنویسه ! یادش بخیر وقتی تو چادر نماز خونه گردان جمع می شدیم و با تشکیل هیئت سینه زنی به گردانهای مجاور می رفتیم و اقامه عزا می کردیم .
یاد شهدای عزیز بخیر که با شور حسینی و عشق به ابا عبدالله (ع) در این مراسمات پیشقدم بودن و با خلوص نیت به عزاداری می پرداختن و چه خوش اجر و پاداش خود را از آقا گرفتند و در جوار قرب الهی آرام گرفتند و مهمان خوان حضرتش شدند .
در این مجال خیلی مصدع اوقات دوستان نمی شوم و سطور بالا را هم من باب یادآوری خاطرات گذشته برای خودم ذکر کردم تا یادم باشد که چه دورانی را پشت سر گذاشتم و فراموشم نشود که با چه خوبانی بودم که به واقع نوکر آقا اباعبدالله الحسین (ع) بودن نه مثل منی که فقط ادعای حب اهل بیت دارم و در عمل پایم می لنگد .
در ادامه همه شما عزیزا را به ذکر اشعاری از شاعر دلسوخته و عاشق ، مرحوم آغاسی و جملاتی از شهید اهل قلم ، سید مرتضی آوینی مهمان می کنم .



*******************************************
زنده یاد حاج محمدرضا آغاسی این چنین سروده است :
کربلا ، بیت الحرامی دیگر است
حاجیانش را ، مقامی دیگر است
نیّـتش ، ترک سر و تن گفتن است
در پی اش ، تکبیر ِ در خون خفتن است
شیعه گی آیا شکم پروردن است ؟
یا به روز جنگ ، عذرآوردن است ؟
شیعه یعنی امتزاج نار و نور
شیعه یعنی رأس خونین در تنور
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر ِ نی ، جلوه ی رنگین کمان
شیعه باید آب ها را گِل کند
خط سوم را ز خون کامل کند
خط سوم ، خط سرخ اولیاست
کربلا بارزترین منظور ماست


 



*******************************************
شهید آوینی هم چنین گفت :
اما ای دل ! نیک بنگر که زبان رمز چه رازی با تو باز می گوید ؛
( کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا )
یعنی اگر چه قبله در کعبه است اما ؛
فاینما تولو فثم وجه الله )
پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده اید . یعنی هر جا
که پیکر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا کربلا است نه به اعتبار لفظ و استعاره ،که در حقیقت و هر گاه که عَلَم‏ ِ قیام تو بلند شود عاشورا است ، باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره .
... نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لا زمان و لا مکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی .

سه شنبه 24/9/88   ساعت 5:35 صبح

Copyright ©  www.persian templates.com